داستان عشقی که هر روز شیرینتر میشود...
از شروع آشناییمان میگذرد
پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۲۳
۲۷ دیماه ۱۴۰۴
قصه ما از یک آشنایی ساده شروع شد. دو نفر با دنیاهای متفاوت که قرار بود مسیرشان به هم برسد...
ساعتها حرف زدیم. از رویاهامون گفتیم، از ترسهامون، از آیندهای که میخواستیم بسازیم. هر روز بیشتر از قبل...
وقتی مطمئن شدیم که این همون چیزیه که میخوایم، تصمیم گرفتیم رسمیش کنیم. قدمی بزرگ برای آیندهمون.
مراسم خواستگاری با خوبی و خوشی برگزار شد. خانوادهها آشنا شدند و اولین قدم رسمی برای یکی شدن برداشته شد.
بالاخره این روز رویایی رسید! حلقه زهرا داده شد، بله رو گرفتیم و رسماً نامزد شدیم! 💕
قدم بعدی، محرم شدن! منتظر روزی هستیم که زیر سایه لطف خدا رسماً زندگی مشترکمون شروع بشه...
جشن بزرگ عشقمون! روزی که همه دنیا بدونن ما مال همیم...
یه خونه کوچیک و گرم، پر از عشق و آرامش
کشف دنیا با هم، خاطرهسازی در هر گوشهاش
ساختن یه خانواده پر از مهر و محبت
پیشرفت و موفقیت در کنار هم، نه تنها
عشق یعنی وقتی کنارشی، دیگه هیچ جای دنیا نمیخوای باشی...